cloistered

clois·tered/ˈklɔɪstərd/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more cloisteredsuperlative (عالی): most cloistered

صفت — منزوی

منزویمخفی شده

دور از دنیای بیرون نگه داشته شده؛ منزوی یا محافظت‌شده.

Kept away from the outside world; secluded.

«او زندگی منزویانه‌ای به عنوان یک راهبه داشت.»

She lived a cloistered life as a nun.

«روستا از جامعه مدرن دور نگه داشته شده بود.»

The village remained cloistered from modern society.

تفاوت با واژه‌های مشابه
secludedمنزوی

رایج. معنای مشابه، دور ماندن از دیگران معمولاً با انتخاب خود فرد.

Common. Similar meaning, staying away from others, often by choice.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000