اسم — دالانهای صومعه
راهروهای سرپوشیده، معمولاً در یک صومعه یا کلیسای جامع، با ستونبندی یا طاقبندی باز در یک طرف.
Covered walkways, typically in a monastery or cathedral, with an open colonnade or arcade on one side.
«راهبان در سکوت از میان دالانهای صومعه عبور کردند.»
“The monks walked in silence through the cloisters.”
«کلیسای جامع باستانی دارای دالانهای زیبایی با کندهکاریهای پیچیده است.»
“The ancient cathedral has beautiful cloisters with intricate carvings.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به مجموعهای از طاقها که توسط ستونها حمایت میشوند، اشاره دارد، که ممکن است بخشی از یک صومعه باشد یا نباشد. 'گذرگاه تجاری'. cloister بهطور خاص به یک فضای مقدس یا مراقبه اشاره دارد.
Common. Refers to a series of arches supported by columns, which may or may not be part of a monastery. 'Shopping arcade'. 'Cloister' specifically implies a sacred or contemplative space.
رایج. یک اصطلاح کلی برای یک راهرو یا اتاق بلند، که اغلب برای نمایش هنر استفاده میشود. 'گالری هنری'. اگر به یک راهرو بلند و سرپوشیده اشاره داشته باشد، قابل جایگزینی است، اما فاقد مفهوم مذهبی است.
Common. A general term for a long passage or room, often used for displaying art. 'Art gallery'. Can be interchangeable if referring to a long, covered walkway, but lacks the religious connotation.
فعل — منزوی کردن
کسی را از جهان منزوی یا دور کردن، اغلب به دلایل مذهبی.
To seclude or shut away from the world, often for religious reasons.
«او ماهها خود را در اتاق مطالعهاش محبوس کرد تا کتاب را تمام کند.»
“She cloistered herself in her study for months to finish the book.”
«راهبهها زندگی منزویانهای را سپری میکنند که وقف دعا است.»
“The nuns live a cloistered life, devoted to prayer.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی به معنای دور نگه داشتن کسی از دیگران باشد، قابل جایگزینی است. 'او خود را در اتاقش منزوی کرد'. cloister حس قویتری از انزوای دائمی، اغلب مذهبی، را اضافه میکند.
Common. Interchangeable when referring to keeping someone apart from others. 'She secluded herself in her room'. 'Cloister' adds a stronger sense of permanent, often religious, isolation.
رایج. به معنای داوطلبانه دور شدن از دیگران یا یک موقعیت است. 'کنارهگیری از زندگی عمومی'. میتواند یک حالت موقت یا دائمی باشد و کمتر به انزوای اجباری مانند cloister اشاره دارد.
Common. Implies voluntarily moving away from others or a situation. 'Withdraw from public life'. It can be a temporary or permanent state, and less often implies forced isolation like 'cloister'.