clomp
/klɒmp/
verb (فعل)informalpast (گذشته): clompedpast participle (مفعولی): clomped-ing (حال): clomping3rd (سوم): clomps
فعل — گامبلند برداشتن
گامبلند برداشتنصدای قدم بلند دادن
راه رفتن با قدمهای بلند و صدادار.
To walk with heavy, loud steps.
«او با قدمهای بلند روی کف چوبی راه رفت.»
“He clomped across the wooden floor.”
«اسبها با صدای بلند روی خیابان سنگفرش راه رفتند.»
“The horses clomped loudly on the cobblestone street.”
تفاوت با واژههای مشابه
stomp— لکلک راه رفتن
غیررسمی. روی قدمهای بلند و پرصدا تأکید دارد؛ شبیه اما گاهی قویتر از clomp است.
Informal. Emphasizes heavy, noisy stepping; similar but sometimes more forceful than clomp.