clunk

/klʌŋk/
1noun (اسم)common

اسم — صدای کوبنده

صدای کوبندهنگر

صدای سنگین و کدر که هنگام برخورد اشیای فلزی یا سخت ایجاد می‌شود.

A dull, heavy sound made when metal or hard objects hit together.

«وقتی در بسته شد صدای نگر شنیدم.»

I heard a clunk when the door closed.

«وقتی دستگاه شروع به کار کرد صدای نگر داد.»

The machine made a clunk as it started.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thudصدای افتادن

معمولی. بیشتر صدای افتادن سنگین است، مشابه اما اغلب نرم‌تر از clunk.

Common. Refers more to a heavy fall sound, similar but often softer than clunk.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): clunkedpast participle (مفعولی): clunked-ing (حال): clunking3rd (سوم): clunks

فعل — صدای نگر کردن

صدای نگر کردنکوبیدن

ایجاد صدای سنگین و کدر هنگام ضربه زدن به چیزی.

To make a heavy dull sound when hitting something.

«جعبه با صدای نگر روی زمین افتاد.»

The box clunked onto the floor.

«او چکش را با صدای نگر به فلز زد.»

He clunked the hammer against the metal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000