clutchy

clutch·y/ˈklʌtʃ.i/
clutchgrip tightly-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): clutchiersuperlative (عالی): clutchiest

صفت — دارای مشکلات کلاچ

دارای مشکلات کلاچلغزنده در کلاچ

دارای دشواری در تعویض نرم دنده خودرو؛ مستعد لغزش یا گیر کردن کلاچ.

Characterized by difficulty shifting gears smoothly in a vehicle; prone to clutch slipping or grabbing.

«ماشینم هنگام تعویض دنده‌ها کلاچی کار می‌کند.»

My car feels clutchy when changing gears.

«پدال کلاچ مشکل‌دار می‌تواند گیربکس را خراب کند.»

A clutchy pedal can damage the transmission.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slippingلغزنده

توصیف کلاچی که نرم کار نمی‌کند و باعث لغزش می‌شود.

Describes a clutch that does not engage smoothly, causing slipping.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000