clunky

clun·ky/ˈklʌŋki/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): clunkiersuperlative (عالی): clunkiest

صفت — نامناسب

نامناسبدست و پا گیر

سنگین و نامناسب، دست و پاگیر یا فاقد زیبایی و کارایی.

Awkwardly heavy, clumsy, or lacking in style or efficiency.

«رابط کاربری نرم‌افزار نامناسب است.»

The software has a clunky interface.

«او بوت‌های دست و پا گیر پوشیده بود.»

He wore clunky boots.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awkwardدست و پا گیر

رایج. فاقد ظرافت یا سادگی، مشابه clunky.

Common. Lacking grace or ease, similar to clunky.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000