1verb (فعل)commonpast (گذشته): coinedpast participle (مفعولی): coined-ing (حال): coining3rd (سوم): coins
فعل — خلق واژه
خلق واژهسکه سازی (مجاز)
ایجاد واژه یا عبارت جدید برای اولین بار.
Making a new word or phrase for the first time.
«او به خاطر خلق اصطلاحات جدید فناوری مشهور است.»
“She is famous for coining new tech terms.”
«کلمه «سلفی» اخیراً ساخته شده است.»
“The word 'selfie' was coined recently.”
تفاوت با واژههای مشابه
inventing— اختراع کردن
رایج. برای ایجاد واژهها یا ایدههای جدید به کار میرود.
Common. Applies to creating new words or ideas.
متضادها
2noun (اسم)common
اسم — واژهسازی
واژهسازیسکهسازی (مجاز)
ساخت یا معرفی واژه یا عبارت جدید.
The creation or introduction of a new word or phrase.
«واژهسازی کلمات عامیانه در میان جوانان رایج است.»
“The coining of slang words is common among youth.”
«زبانشناسان به مطالعه واژهسازی در زبانها میپردازند.»
“Linguists study coining in languages.”