collisions

col·li·sions/kəˈlɪʒənz/
col-together / withlis-strike / dash-ionact or process of-splural
1noun (اسم)commonplural (جمع): collisions

اسم — برخوردها

برخوردهاتصادفات

مواردی که دو یا چند شی متحرک با نیروی زیاد به یکدیگر برخورد می‌کنند.

Instances of two or more moving objects striking each other with force.

«برخوردهای بین توپ‌های بیلیارد دقیق بودند.»

The collisions between the billiard balls were precise.

«تصادفات زیادی در این تقاطع رخ می‌دهند.»

Many collisions occur at this intersection.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crashesتصادفات

روزمره. اغلب به معنای ضربه شدید و آسیب است، به ویژه برای وسایل نقلیه. بیشتر برای حوادث استفاده می‌شود. 'تصادفات رانندگی' مکرر هستند.

Everyday. Often implies severe impact and damage, especially for vehicles. More commonly used for accidents. 'Car crashes' are frequent.

impactsضربه‌ها

روزمره/فنی. برخورد یک چیز با دیگری؛ تماس قوی. می‌تواند لفظی یا استعاری باشد. 'برخورد شهاب‌سنگ' یا 'تأثیر اجتماعی'.

Everyday/Technical. The striking of one thing against another; a forceful contact. Can be literal or metaphorical. 'Meteor impact' or 'social impact'.

accidentsحوادث

روزمره. حادثه‌ای ناگوار که به طور غیرمنتظره و ناخواسته رخ می‌دهد و معمولاً منجر به آسیب یا جراحت می‌شود. 'برخوردها' نوعی حادثه هستند. 'حوادث ترافیکی'.

Everyday. An unfortunate incident that happens unexpectedly and unintentionally, typically resulting in damage or injury. 'Collisions' are a type of accident. 'Traffic accidents'.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): collisions

اسم — درگیری‌ها

درگیری‌هاتضادها

اختلاف نظر شدید یا درگیری بین افراد، ایده‌ها یا منافع.

Strong disagreement or conflict between people, ideas, or interests.

«درگیری‌های مکرری بین دو حزب سیاسی وجود داشت.»

There were frequent collisions between the two political parties.

«تضاد ایده‌ها می‌تواند به نوآوری منجر شود.»

A collision of ideas can lead to innovation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
conflictsدرگیری‌ها

روزمره. اختلاف نظر یا بحث جدی. گسترده‌تر از 'collision' است زیرا نیازی به برخورد فیزیکی ندارد و اغلب برای ایده‌ها یا منافع استفاده می‌شود. 'تضاد منافع'.

Everyday. A serious disagreement or argument. Broader than 'collision' as it doesn't require physical impact, often used for ideas or interests. 'Conflict of interest'.

clashesنزاع‌ها

روزمره. رویارویی یا مبارزه خشونت‌آمیز. اغلب به معنای رویارویی مستقیم و شدید است. 'نزاع بین معترضان و پلیس'.

Everyday. A violent confrontation or struggle. Often implies a direct, sharp confrontation. 'Clashes between protesters and police'.

disagreementsاختلاف نظرها

روزمره. تفاوت عقیده. شدت کمتری نسبت به 'collision' دارد و به راحتی قابل حل است. 'اختلاف نظرهای جزئی'.

Everyday. A difference of opinion. Less intense than a 'collision' and can be resolved easily. 'Minor disagreements'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000