harmonies

har·mo·nies/ˈhɑːrməniz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): harmonies

اسم — هارمونی‌ها

هارمونی‌هاهماهنگی‌های موسیقایی

ترکیب‌هایی از صدای چند نت موسیقی که با هم هماهنگ و خوشایند شنیده می‌شوند.

Combinations of musical notes played or sung together to produce a pleasing sound.

«کورال هارمونی‌های زیبایی خواند.»

The choir sang beautiful harmonies.

«هارمونی‌های این آهنگ پیچیده و غنی هستند.»

The harmonies in this song are complex and rich.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chordsآکوردها

روزمره. به چند نت که همزمان نواخته می‌شوند اشاره دارد و وقتی روی جنبه سازی تاکید باشد، می‌تواند جایگزین هارمونی شود.

Everyday. Refers specifically to multiple notes played simultaneously on an instrument, can replace 'harmonies' when emphasizing the instrumental aspect.

consonanceهم‌آوایی

رسمی. ترکیب هارمونیک صداها است و بیشتر در نظریه موسیقی کاربرد دارد، در مکالمه روزمره جایگزین نیست.

Formal. Means harmonious combination of tones, more technical and used in music theory, not interchangeable in casual contexts.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): harmonies

اسم — هم‌آوایی

هم‌آواییهماهنگیصلح

رضایت و همزیستی مسالمت‌آمیز میان افراد یا گروه‌ها.

Agreement and peaceful coexistence among people or groups.

«گروه با هماهنگی کار کردند تا پروژه را تمام کنند.»

The group worked in harmony to finish the project.

«بین بخش‌های مختلف هماهنگی وجود دارد.»

There is harmony between the different departments.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accordتوافق

رسمی. به معنای توافق رسمی است و در زمینه‌های سیاسی یا اجتماعی به جای harmony بکار می‌رود اما در مکالمه روزمره کمتر کاربرد دارد.

Formal. Implies formal agreement which can replace 'harmony' in political or social contexts but less common in everyday speech.

peaceصلح

روزمره. به معنای نبود درگیری است و وقتی روی روابط مسالمت‌آمیز تاکید باشد جایگزین harmony می‌شود.

Everyday. Refers to absence of conflict and can substitute 'harmony' when emphasizing peaceful relations.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000