در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی آگاهانه و عمدی؛ عمداً.
In a deliberate and aware manner; intentionally.
«او عمداً تصمیم گرفت حواسپرتیها را نادیده بگیرد.»
“She consciously chose to ignore the distractions.”
«او به طور آگاهانه از خوردن شکر اجتناب میکند.»
“He consciously avoids eating sugar.”
مترادف بسیار نزدیک که بر قصد و برنامهریزی تأکید دارد.
Very close synonym emphasizing intention and planning.