counsels

coun·sels/ˈkaʊnsəlz/
1verb (فعل)formalpast (گذشته): counseledpast participle (مفعولی): counseled-ing (حال): counseling3rd (سوم): counsels

فعل — مشاوره دادن

مشاوره دادننصیحت کردن

دادن پیشنهاد یا راهنمایی به کسی.

Gives advice or recommendations.

«او به دانش‌آموزان درباره انتخاب شغلشان مشاوره می‌دهد.»

She counsels students on their career choices.

«وکیل با دقت به موکلش مشاوره می‌دهد.»

The lawyer counsels his client carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
advisesمشورت می‌دهد

رایج. معمولاً هنگام دادن مشورت قابل جایگزینی است.

Common. Usually interchangeable when meaning giving advice.

متضادها
2noun (اسم)formal

اسم — مشاوره

مشاورهنصیحت

راهنمایی یا نصیحت، به‌ویژه از سوی متخصص.

Advice or guidance given, especially by a professional.

«او از نصیحت‌های راهنمای خود پیروی کرد.»

He followed the counsels of his mentor.

«مشاور راهنمایی‌های خوبی درباره سلامت داد.»

The counselor gave good counsels about health.

تفاوت با واژه‌های مشابه
adviceنصیحت

روزمره. معمولاً با هم معنی و درباره پیشنهاد یا راهنمایی است.

Everyday. Often interchangeable meaning suggestions or guidance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000