cracky

crack·y/ˈkræki/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): crackiersuperlative (عالی): crackiest

صفت — عالی

عالیخیلی خوب

در انگلیسی بریتانیایی غیررسمی به معنی خیلی خوب یا عالی.

Informal British English, meaning excellent or very good.

«آن اجرا عالی بود!»

That performance was cracky!

«او مهارت‌های خیلی خوبی در آشپزی دارد.»

She’s got cracky skills in cooking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
greatعالی

رایج در تمامی گویش‌ها؛ می‌تواند جایگزین cracky شود اما طعم غیررسمی بریتانیایی ندارد.

Common in all varieties of English; can often replace 'cracky' but lacks its British informal flavor.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000