1verb (فعل)commonpast (گذشته): curedpast participle (مفعولی): cured-ing (حال): curing3rd (سوم): cures
فعل — درمان میکند
درمان میکندشفا میدهد
شخص سوم مفرد فعل cure؛ درمان یا بهبودی از بیماری.
Third person singular of cure; to relieve from disease or heal.
«دارو بسیاری از بیماریها را درمان میکند.»
“The medicine cures many illnesses.”
«او بیماران را در کلینیکش درمان میکند.»
“She cures patients in her clinic.”
تفاوت با واژههای مشابه
heals— شفا میدهد
معمول. معنی مشابه، اغلب در زمینه پزشکی قابل تعویض است.
Common. Similar meaning, often interchangeable in medical context.
متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): cures
اسم — درمانها
درمانهاشفاها
روشها یا موادی که برای درمان یا اصلاح بیماری استفاده میشوند.
Methods or substances used to heal or remedy a disease.
«برای سرماخوردگیهای معمول درمانهای زیادی وجود دارد.»
“There are many cures for common colds.”
«درمانهای طبیعی امروزه محبوب هستند.»
“Natural cures are popular nowadays.”