cures

/kjʊərz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): curedpast participle (مفعولی): cured-ing (حال): curing3rd (سوم): cures

فعل — درمان می‌کند

درمان می‌کندشفا می‌دهد

شخص سوم مفرد فعل cure؛ درمان یا بهبودی از بیماری.

Third person singular of cure; to relieve from disease or heal.

«دارو بسیاری از بیماری‌ها را درمان می‌کند.»

The medicine cures many illnesses.

«او بیماران را در کلینیکش درمان می‌کند.»

She cures patients in her clinic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
healsشفا می‌دهد

معمول. معنی مشابه، اغلب در زمینه پزشکی قابل تعویض است.

Common. Similar meaning, often interchangeable in medical context.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): cures

اسم — درمان‌ها

درمان‌هاشفاها

روش‌ها یا موادی که برای درمان یا اصلاح بیماری استفاده می‌شوند.

Methods or substances used to heal or remedy a disease.

«برای سرماخوردگی‌های معمول درمان‌های زیادی وجود دارد.»

There are many cures for common colds.

«درمان‌های طبیعی امروزه محبوب هستند.»

Natural cures are popular nowadays.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remediesدرمان‌ها

معمول. مواد یا روش‌هایی برای درمان.

Common. Substances or methods for curing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000