dared

/dɛrd/
dareto have the courage or audacity-dpast tense / past participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): daredpast participle (مفعولی): dared-ing (حال): daring3rd (سوم): dares

فعل — جرات کرد

جرات کردبه چالش کشیددلیرانه اقدام کرد

شکل گذشته فعل dare به معنای جرات و شهامت انجام کاری را داشتن یا کسی را به انجام کاری به چالش کشیدن.

The past tense and past participle of 'dare', meaning to have the courage to do something or to challenge someone to do something.

«او جرات کرد علیه این پیشنهاد صحبت کند.»

He dared to speak against the proposal.

«آنها او را به پریدن در آب سرد به چالش کشیدند.»

They dared him to jump into the cold water.

تفاوت با واژه‌های مشابه
venturedدل به دریا زد

ادبی/رسمی. بیشتر بر ریسک کردن تاکید دارد تا صرفاً شجاعت. در زمینه‌هایی که ریسک مطرح است می‌تواند جایگزین شود، اما dared برای کارهای ساده شجاعانه رایج‌تر است. 'او دل به دریا زد و وارد ناشناخته‌ها شد' درست است، اما 'او دل به دریا زد تا حرف بزند' کمتر رایج است از 'او جرات کرد حرف بزند'.

Literary/formal. Emphasizes the risk taken rather than just courage. Can be interchangeable in contexts of taking a risk, but 'dared' is more common for simple acts of courage. 'She ventured into the unknown' works, but 'He ventured to speak up' is less common than 'He dared to speak up'.

bravedشجاعت به خرج داد

رسمی/ادبی. اغلب هنگام مواجهه مستقیم با یک موقعیت دشوار یا خطرناک استفاده می‌شود. وقتی موقعیت به وضوح چالش‌برانگیز یا خطرناک باشد می‌تواند جایگزین dared شود. 'او با طوفان مقابله کرد' درست است، اما 'او شجاعت به خرج داد تا از او قرار ملاقات بخواهد' کمتر رایج است از 'او جرات کرد از او قرار ملاقات بخواهد'.

Formal/literary. Often used when facing a difficult or dangerous situation directly. Interchangeable with 'dared' when the situation is explicitly challenging or perilous. 'He braved the storm' works, 'He braved to ask her out' is less common than 'He dared to ask her out'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000