در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بازجویی از کسی درباره یک ماموریت یا فعالیت انجام شده برای جمعآوری اطلاعات یا ارزیابی نتایج.
To question someone about a completed mission or activity, to gather information or assess results.
«سربازان پس از ماموریت گزارش داده شدند.»
“The soldiers were debriefed after the mission.”
«باید از تیم درباره نتایج گزارش بگیریم.»
“We need to debrief the team about the results.”
رسمی. مشابه اما debrief مربوط به بعد از ماموریت یا کار است.
Formal. Similar but 'debrief' is specific to missions or tasks after completion.
جلسه یا فرایند بازجویی پس از یک ماموریت یا رویداد.
The session or process of questioning after a mission or event.
«جلسه گزارشگیری فوراً بعد از عملیات برگزار شد.»
“The debrief was held immediately after the operation.”
«او جلسه بازجویی را با افسران برگزار کرد.»
“He led the debrief with the officers.”