defence

de·fence/dɪˈfɛns/
de-away, from-fenceto strike, ward off
1noun (اسم)common

اسم — دفاع

دفاعپدافند

عمل دفاع کردن در برابر حمله یا مقاومت در برابر آن.

The action of defending from or resisting attack.

«کشور در دفاع ملی سرمایه‌گذاری زیادی کرد.»

The country invested heavily in national defence.

«او هنگام حمله، در دفاع از خود عمل کرد.»

He acted in self-defence when attacked.

تفاوت با واژه‌های مشابه
protectionحفاظت

روزمره. یک اصطلاح گسترده‌تر برای محافظت در برابر آسیب یا جراحت. «خودحفاظتی» شبیه «خوددفاعی» است. زمانی که تمرکز بر محافظت از چیزی باشد، قابل جایگزینی است.

Common. A broader term for guarding from harm or injury. 'Self-protection' is similar to 'self-defence'. Interchangeable when the focus is on guarding something.

guardمحافظت

روزمره. عمل نظارت یا محافظت. اغلب به فرد یا گروهی اشاره دارد که دفاع را انجام می‌دهند. «او نگهبانی داد» کاربرد دارد و زمانی که به نگهبانی فعال اشاره دارد، قابل جایگزینی است.

Common. The act of watching over or protecting. Often implies a person or group doing the defending. 'He stood guard' works, and can be interchangeable when referring to active guarding.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): defences

اسم — دفاعیه

دفاعیهوکیل مدافع

پرونده‌ای که توسط یا به نمایندگی از متهم در یک پرونده کیفری یا مدنی ارائه می‌شود.

A case presented by or on behalf of the party accused in a criminal or civil prosecution.

«وکیل دفاعیه‌ای قوی برای موکل خود ارائه داد.»

The lawyer presented a strong defence for his client.

«وکیل مدافع استدلال کرد که شواهد غیرمستقیم بود.»

The defence argued that the evidence was circumstantial.

تفاوت با واژه‌های مشابه
caseپرونده

روزمره. به کل استدلال حقوقی یا مجموعه حقایق ارائه شده توسط یک طرف اشاره دارد. «پرونده دادستانی قوی بود». زمانی که به استدلال حقوقی اشاره دارد، قابل جایگزینی است.

Common. Refers to the entire legal argument or set of facts presented by a party. 'The prosecution's case was strong'. Can be interchangeable when referring to the legal argument.

pleaدرخواست

حقوقی. یک اظهارنظر رسمی توسط یا به نمایندگی از متهم در پاسخ به اتهام. «درخواست بی‌گناهی» کاربرد دارد، اما به بخش خاصی از دفاع اشاره دارد.

Legal. A formal statement by or on behalf of a defendant in response to a charge. 'A plea of not guilty' works, but refers to a specific part of the defence.

متضادها
3noun (اسم)common

اسم — ارتش

ارتشنیروهای دفاعی

نیروهای نظامی یک کشور.

A country's military forces.

«بودجه دفاعی امسال افزایش یافت.»

The defence budget was increased this year.

«او پس از مدرسه به نیروی دفاعی پیوست.»

He joined the defence force after school.

تفاوت با واژه‌های مشابه
militaryنظامی

روزمره. اغلب برای اشاره جمعی به نیروهای مسلح یک ملت استفاده می‌شود. «ارتش کشور به خوبی آموزش دیده است» کاربرد دارد و در این معنی قابل جایگزینی است.

Common. Often used to refer to the armed forces of a nation collectively. 'The country's military is well-trained' works, and is interchangeable in this sense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000