deigns

/deɪnz/
deignto condescend
verb (فعل)formalpast (گذشته): deignedpast participle (مفعولی): deigned-ing (حال): deigning3rd (سوم): deigns

فعل — منت گذاشتن

منت گذاشتنکوتاه آمدنتکبر نشان دادن

کاری را انجام دادن که فرد آن را در شأن خود نمی‌داند؛ با منت و تکبر کاری را انجام دادن.

To do something that one considers to be beneath one's dignity; to condescend to do something.

«او به ندرت به خود زحمت می‌دهد که با زیردستانش صحبت کند.»

She rarely deigns to speak to her subordinates.

«او به خود زحمت نمی‌داد که به چنین توهینی پاسخ دهد.»

He wouldn't deign to reply to such an insult.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stoopsخم می‌شود

رسمی/ادبی. با انجام کاری، منزلت اخلاقی یا اجتماعی خود را پایین آوردن. 'او هرگز به تقلب تن نمی‌داد.' 'ملکه هرگز به خود زحمت نمی‌داد که چنین عامی را بشناسد.' Stoop حس بیشتری از تحقیر برای فاعل را القا می‌کند.

Formal/literary. To lower one's moral or social standing by doing something. 'He would never stoop to cheating.' 'The queen wouldn't deign to acknowledge such a commoner.' Stoop implies a greater sense of degradation for the actor.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000