dewy

dew·y/ˈdjuːi/
dewtiny drops of water-yfull of / characterized by
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): dewiersuperlative (عالی): dewiest

صفت — شبنم‌دار

شبنم‌دارشبنم‌زدهمرطوب

پوشیده یا درخشان با شبنم؛ تازه و براق مانند شبنم.

Covered with or glistening with dew; fresh and sparkling like dew.

«چمن شبنم‌زده در آفتاب صبحگاهی می‌درخشید.»

The dewy grass shimmered in the morning sun.

«پس از روتین مراقبت از پوست، او پوستی شبنم‌دار داشت.»

She had a dewy complexion after her skincare routine.

تفاوت با واژه‌های مشابه
moistمرطوب

متداول. 'Moist' یک اصطلاح کلی برای کمی خیس بودن است، در حالی که 'dewy' به طور خاص به ظاهر شبنم اشاره دارد. 'خاک مرطوب' درست است، اما لزوماً 'خاک شبنم‌زده' نیست مگر اینکه شبنم قابل مشاهده‌ای داشته باشد. 'پوست شبنم‌زده' اغلب به معنای ظاهری تازه و جوان است که 'پوست مرطوب' همیشه آن را منتقل نمی‌کند.

Common. 'Moist' is a general term for slightly wet, while 'dewy' specifically refers to the appearance of dew. 'Moist soil' works, but not necessarily 'dewy soil' unless it has visible dew. 'Dewy skin' often implies a fresh, youthful look, which 'moist skin' doesn't always convey.

dampنم‌دار

متداول. 'Damp' به معنای رطوبت خفیف و اغلب ناخوشایند است. 'Dewy' تقریباً همیشه مثبت است و طراوت را القا می‌کند. 'یک زیرزمین نم‌دار' در مقابل 'چمن شبنم‌زده'.

Common. 'Damp' implies a slight, often unpleasant, wetness. 'Dewy' is almost always positive, suggesting freshness. 'A damp cellar' versus 'dewy grass'.

متضادها
2adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): dewiersuperlative (عالی): dewiest

صفت — شاداب

شادابتازهمعصوم

تازه، معصوم یا جوان در ظاهر یا رفتار.

Fresh, innocent, or youthful in appearance or manner.

«خوش‌بینی شاداب او مسری بود.»

Her dewy optimism was infectious.

«او روحیه تازه و جوان او را تحسین می‌کرد.»

He admired her dewy, youthful spirit.

تفاوت با واژه‌های مشابه
freshتازه

متداول. 'Fresh' گسترده‌تر است و به تازگی یا کیفیت دست‌نخورده اشاره دارد، اما می‌تواند با 'dewy' همپوشانی داشته باشد وقتی حس سرزندگی جوانی را منتقل می‌کند. 'گل‌های تازه' در مقابل 'جوانی شبنم‌زده'.

Common. 'Fresh' is broader, referring to newness or unspoiled quality, but can overlap with 'dewy' when conveying a sense of youthful vitality. 'Fresh flowers' versus 'dewy youth'.

innocentمعصوم

متداول. 'Innocent' بر عدم گناه یا تجربه دنیوی تمرکز دارد. 'Dewy' می‌تواند به دلیل جوانی به معنای معصومیت باشد. 'یک کودک معصوم' درست است، و 'کودک شبنم‌زده' نیز می‌تواند به معصومیت و طراوت اشاره کند.

Common. 'Innocent' focuses on a lack of guilt or worldly experience. 'Dewy' can imply innocence due to youth. 'An innocent child' works, and a 'dewy child' might suggest innocence as well as freshness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000