noun (اسم)commonplural (جمع): discs
اسم — دیسکها
دیسکهاصفحات گرد
اشیای گرد و صاف؛ جمع کلمه دیسک
Flat, round objects; plural of disc
«دندانپزشک دیسکهای ستون فقرات را بررسی کرد.»
“The dentist checked the spinal discs.”
«من چندین دیسک موسیقی در خانه دارم.»
“I have many music discs at home.”