discs

/dɪsks/
noun (اسم)commonplural (جمع): discs

اسم — دیسک‌ها

دیسک‌هاصفحات گرد

اشیای گرد و صاف؛ جمع کلمه دیسک

Flat, round objects; plural of disc

«دندان‌پزشک دیسک‌های ستون فقرات را بررسی کرد.»

The dentist checked the spinal discs.

«من چندین دیسک موسیقی در خانه دارم.»

I have many music discs at home.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000