در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عمل یا وضعیت محروم کردن فرد یا گروه از حق رأی.
The act or state of depriving a person or group of voting rights.
«تاریخاً محرومیت از حق رأی بر جوامع بسیاری تأثیر گذاشته است.»
“Disenfranchisement has historically affected many communities.”
«اقداماتی برای جلوگیری از محرومیت از حق رأی انجام شد.»
“Measures were taken to prevent disenfranchisement.”
عمومی است و به معنای از دست دادن حقوق یا امتیازات است؛ در زمینههای کلی جایگزین میشود.
Common. General term for loss of rights or privileges; can replace in broad contexts.