disequilibrium

dis·e·qui·lib·ri·um/ˌdɪs.ɪˈkwɪl.ɪ.bri.əm/
dis-negation / lack ofequilibriumbalance or stability
noun (اسم)technical

اسم — عدم تعادل

عدم تعادلبی‌ثباتی

وضعیتی که در آن تعادل یا ثبات از بین رفته یا به هم خورده است.

A state in which balance or stability is lost or disturbed.

«بیمار از بی‌تعادلی رنج می‌برد.»

The patient suffered from disequilibrium.

«عدم تعادل اقتصادی باعث مشکلات بازار می‌شود.»

Economic disequilibrium causes market problems.

تفاوت با واژه‌های مشابه
imbalanceعدم تعادل

شایع است؛ اصطلاح عمومی برای نبود تعادل؛ در اکثر زمینه‌ها جایگزین است.

Common. General term for lack of balance; interchangeable in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000