در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
باز کردن یا از هم باز کردن چیزی که پیچیده یا درهم تنیده شده است.
To undo or untwist something that is twisted or entwined.
«آنها طنابها را با دقت از هم باز کردند.»
“They disentwined the ropes carefully.”
«گیاهان بعد از طوفان از هم باز شدند.»
“The plants disentwined after the storm.”
شایع است؛ به معنی وارونه کردن پیچخوردگی؛ در زمینههای فیزیکی قابل جایگزینی است.
Common. To reverse twisting; interchangeable in physical contexts.