dishonoured

dis·hon·oured/dɪsˈɒnərd/
dis-negationhonourrespect or esteem
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more dishonouredsuperlative (عالی): most dishonoured

صفت — بی‌اعتبار

بی‌اعتبارشرمنده شده

کسی که احترام یا اعتماد خود را از دست داده است.

Having lost respect, honor, or trust.

«پس از رسوایی، او بی‌اعتبار شد.»

He was dishonoured after the scandal.

«خانواده به دلیل اتهامات شرمنده شدند.»

The family felt dishonoured by the accusations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disgracedبی‌شرف

رایج. واژه‌ای بسیار قوی و منفی برای از دست دادن احترام و بیشتر عاطفی است.

Common. Very strong and negative word for loss of honor; more emotional than 'dishonoured'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000