dishonouring

dis·hon·our·ing/dɪsˈɒn.ər.ɪŋ/
dis-negation / reversalhonourrespect and esteem-ingpresent participle
verb (فعل)formalpast (گذشته): dishonouredpast participle (مفعولی): dishonoured-ing (حال): dishonouring3rd (سوم): dishonours

فعل — بی‌احترامی کردن

بی‌احترامی کردنشرمنده کردن

رفتار کردن به گونه‌ای که باعث شرمندگی یا بی‌احترامی شود.

Acting in a way that brings shame or disrespect.

«او با دروغ گفتن به خانواده‌اش بی‌احترامی می‌کند.»

He is dishonouring his family by lying.

«بی‌احترامی به دیگران به روابط آسیب می‌زند.»

Dishonouring others harms relationships.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shameشرم

رایج است؛ به معنی ایجاد شرمندگی یا رسوایی و اغلب در زمینه‌های مشابه است.

Common. Means causing disgrace or embarrassment; often similar context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000