اسم — لنگراندازی
عمل یا فرآیند رسيدن کشتی یا فضاپیما به اسکله یا اتصال با یک وسیله نقلیه دیگر.
The act or process of a ship or spacecraft arriving at a dock or connecting with another vessel.
«لنگراندازی کشتی به دلیل شرایط جوی به تأخیر افتاد.»
“The ship’s docking was delayed due to weather.”
«باید مراحل لنگراندازی با دقت دنبال شود.»
“Docking procedures must be followed carefully.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به طور خاص به لنگراندازی کشتی در بندرگاه اشاره دارد.
Formal. Specifically refers to mooring a ship at a berth; synonymous with docking.
فعل — لنگراندازی کردن
قرار دادن کشتی یا فضاپیما در موقعیت اسکله یا اتصال دو وسیله نقلیه به هم.
To bring a ship or spacecraft into position at a dock or to connect two vessels.
«فضانوردان فضاپیمای شاتل را به ایستگاه فضایی متصل کردند.»
“The astronauts docked the shuttle with the space station.”
«کاپیتان به آرامی کشتی را لنگراندازی کرد.»
“The captain docked the ship smoothly.”
تفاوت با واژههای مشابه
اصطلاح دریایی رایج با معنی مشابه؛ moor بیشتر روی ایمن کردن کشتی تأکید دارد.
Common nautical term used similarly; moor emphasizes securing the vessel.