drifter

drift·er/ˈdrɪf.tər/
driftto be carried along by currents or without direction-erone who performs an action or is characterized by
1noun (اسم)commonplural (جمع): drifters

اسم — آواره

آوارهدروگرد

کسی که محل یا شغل ثابتی ندارد و مدام جابه‌جا می‌شود

a person who moves around from place to place without a fixed home or job

«آواره در هیچ شهری زیاد نمی‌ماند.»

The drifter didn’t stay long in any town.

«بعد از بیکار شدن به عنوان آواره زندگی می‌کرد.»

He lived as a drifter after losing his job.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wandererسرگردان

رایج. وقتی حرکت بی‌هدف مدنظر است جایگزین drifter می‌شود ولی درباره سبک زندگی چیزی نمی‌گوید.

Common. Interchangeable with 'drifter' when emphasizing aimless movement, but 'wanderer' is neutral about cause or lifestyle.

vagabondآواره

رسمی/ادبی. بار منفی یا شاعرانه بیشتری دارد و در مکالمه روزمره کمتر جایگزین drifter می‌شود.

Formal/literary. Used more negatively or poetically than 'drifter'. Not always interchangeable in casual speech.

متضادها
2noun (اسم)formalplural (جمع): drifters

اسم — وسیله شناور بی‌هدف

وسیله شناور بی‌هدفشناور جریان‌دار

وسیله یا شیئی که بدون کنترل به وسیله جریان‌ها یا باد حرکت می‌کند

a vehicle or object that floats or is carried by currents without control

«قایق شناور بی‌هدف نزدیک ساحل پیدا شد.»

The drifter boat was found near the shore.

«برای پیگیری، دستگاه موقعیت‌یاب به وسیله شناور نصب کردند.»

They attached a GPS to the drifter to track it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
floaterشناور

رایج. در اشاره به قایق یا شیء می‌تواند جایگزین drifter شود ولی برای انسان‌ها خیر.

Common. Can replace 'drifter' in mechanical or boat contexts but not for people.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000