effervesce

ef·fer·vesce/ˌɛfəˈvɛs/
ef-out, awayfervboil, bubble-escebeginning to
verb (فعل)formalpast (گذشته): effervescedpast participle (مفعولی): effervesced-ing (حال): effervescing3rd (سوم): effervesces

فعل — جوشیدن

جوشیدنحباب زدن

بالا آمدن حباب یا جوشش مانند گاز که از مایعی خارج می‌شود.

To bubble or fizz, as a gas escaping from a liquid.

«وقتی نوشابه باز شد، حباب زد.»

The soda began to effervesce when opened.

«قرص‌های دارویی در آب جوش می‌آورند.»

Medicinal tablets effervesce in water.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fizzحباب زدن

غیررسمی. برای مایعات حباب‌دار استفاده می‌شود، در بسیاری موارد قابل جایگزینی است.

Informal. Used for bubbling liquids, interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000