فعل — بیرون انداختن
کسی یا چیزی را با زور یا خشونت، به خصوص به طور ناگهانی، بیرون انداختن.
Forcing or throwing someone or something out, especially suddenly or violently.
«مسئول امنیتی مشتریان پر سر و صدا را از کلوپ بیرون میکرد.»
“The bouncer was ejecting rowdy customers from the club.”
«چاپگر صفحات خالی را بیرون میانداخت.»
“The printer was ejecting blank pages.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به طور رسمی کسی را مجبور به ترک یک مکان یا سازمان کردن. در مورد اخراج رسمی قابل تعویض است. 'دانشآموز از مدرسه اخراج شد' درست است.
Formal. To officially force someone to leave a place or organization. Interchangeable when referring to formal removal. 'The student was expelled from school' works.
رایج. چیزی را از جایی که هست برداشتن یا خارج کردن. کلیتر از 'ejecting' است زیرا میتواند ملایم باشد. 'او گرد و غبار را از روی میز پاک کرد' درست است، اما به زور اشاره نمیکند.
Common. To take something away or off from the place where it is. Broader than 'ejecting' as it can be gentle. 'She removed the dust from the table' works, but doesn't imply force.
فعل — تخلیه کردن
(در زیستشناسی یا زمینشناسی) چیزی مانند گدازه یا مواد زائد را تخلیه یا بیرون راندن.
(In biology or geology) to discharge or push out something, such as lava or waste.
«آتشفشان شروع به بیرون راندن مقادیر عظیمی خاکستر و گدازه کرد.»
“The volcano began ejecting huge amounts of ash and lava.”
«نهنگ آب را از سوراخ دمشی خود بیرون میراند.»
“The whale was ejecting water from its blowhole.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. چیزی را به زور بیرون راندن، اغلب از بدن یا سیستم. در بافتهای زیستشناختی/زمینشناختی قابل تعویض است. 'آتشفشان خاکستر خارج میکرد' درست است.
Formal/Technical. To force out something, often from a body or system. Interchangeable in biological/geological contexts. 'The volcano was expelling ash' works.
رایج/فنی. مادهای را رها یا خالی کردن. به خصوص برای مایعات یا گازها قابل تعویض است. 'لوله در حال تخلیه آب بود' درست است.
Common/Technical. To release or empty a substance. Can be interchangeable, especially for liquids or gases. 'The pipe was discharging water' works.