evaded

e·vad·ed/ɪˈveɪdɪd/
e-out / awayvadereto go / to walk
verb (فعل)commonpast (گذشته): evadedpast participle (مفعولی): evaded-ing (حال): evading3rd (سوم): evades

فعل — طفره رفت

طفره رفتگریختدوری کرد

شکل گذشته و اسم مفعول فعل 'evade': فرار کردن یا اجتناب کردن از (کسی یا چیزی)، به ویژه با زیرکی یا مهارت.

Past tense and past participle of 'evade': to escape or avoid (someone or something), especially by cunning or skill.

«مظنون برای هفته‌ها از دستگیری گریخت.»

The suspect evaded capture for weeks.

«او با یک پاسخ هوشمندانه از سوال دشوار طفره رفت.»

He evaded the tricky question with a clever answer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
avoidedاجتناب کرد

روزمره. عموماً به معنای دوری کردن یا جلوگیری از انجام کاری است. 'او از تماس چشمی اجتناب کرد' درست است. 'Evaded' اغلب به معنای اجتنابی فعال‌تر، ماهرانه‌تر یا فریبنده‌تر است.

Everyday. Generally means to keep away from or stop oneself from doing something. 'He avoided eye contact' works. 'Evaded' often implies a more active, skillful, or tricky avoidance.

dodgedجا خالی داد

روزمره. اغلب به معنای یک حرکت سریع و فیزیکی برای دوری از چیزی است. 'او از توپ جا خالی داد' درست است. 'Evaded' می‌تواند فیزیکی باشد، اما همچنین انتزاعی، مانند طفره رفتن از یک سوال.

Everyday. Often implies a quick, physical movement to avoid something. 'He dodged the ball' works. 'Evaded' can be physical but also abstract, like evading a question.

eludedگریز کرد

رسمی. نشان دهنده عدم درک، فهم یا دستیابی است. 'پاسخ از او گریخت' درست است، به این معنی که یافتن آن سخت بود. 'Evaded' می‌تواند به تلاش فعالانه کسی که طفره می‌رود اشاره کند.

Formal. Suggests failure to be grasped, understood, or achieved. 'The answer eluded him' works, implying it was hard to find. 'Evaded' can imply active effort by the one evading.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000