exiled

ex·iled/ˈɛɡzaɪld/
ex-out of, awayilerelated to departure or banishment-edpast tense/adjective form
adjective (صفت)formal

صفت — خارج از وطن تبعید شده

خارج از وطن تبعید شدهمطرود

مجبور به زندگی در خارج از کشور یا زادگاه خود بودن

Forced to live away from one's home country

«پادشاه سال‌ها تبعید شده بود.»

The king was exiled for many years.

«او به عنوان نویسنده تبعید شده در سرزمین بیگانه زندگی می‌کرد.»

She lived as an exiled writer in a foreign land.

تفاوت با واژه‌های مشابه
banishedطرد شده

رسمی. به طور رسمی به عنوان مجازات تبعید شده.

Formal. Officially sent away as punishment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000