flitter

flit·ter/ˈflɪt.ər/
verb (فعل)commonpast (گذشته): flitteredpast participle (مفعولی): flittered-ing (حال): flittering3rd (سوم): flitters

فعل — پرواز کردن به سبک و سریع

پرواز کردن به سبک و سریعبال‌زدن سریع

به‌صورت سبک و سریع از جایی به جای دیگر حرکت کردن.

To move lightly and quickly from place to place.

«پروانه‌ها بین گل‌ها بال می‌زنند.»

Butterflies flitter among the flowers.

«برگ‌ها در باد به آرامی حرکت می‌کردند.»

Leaves flittered in the wind.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flutterبال زدن

رایج. معمولاً برای حرکات سریع بال یا حرکت‌های سبک استفاده می‌شود.

Common. Often used for small rapid movements of wings or light movement—interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000