در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
رفتاری بازیگوشانه یا عاشقانه برای نشان دادن علاقه.
Behaving in a playful or romantic way to show attraction.
«او لبخندی شیطنتآمیز به او زد.»
“She gave him a flirty smile.”
«رفتار سرگرمکننده او دوستانش را اذیت کرد.»
“His flirty behavior annoyed his friends.”
رایج. در رفتار سبک و بازیگوش مشترک است اما به اندازه 'flirty' عاشقانه نیست.
Common. Overlaps in lighthearted behavior but less specifically romantic than 'flirty'.