flirty

flir·ty/ˈflɜːrti/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): flirtiersuperlative (عالی): flirtiest

صفت — سرگرم‌کننده

سرگرم‌کنندهشیطنت‌آمیز

رفتاری بازیگوشانه یا عاشقانه برای نشان دادن علاقه.

Behaving in a playful or romantic way to show attraction.

«او لبخندی شیطنت‌آمیز به او زد.»

She gave him a flirty smile.

«رفتار سرگرم‌کننده او دوستانش را اذیت کرد.»

His flirty behavior annoyed his friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
playfulبازیگوش

رایج. در رفتار سبک و بازیگوش مشترک است اما به اندازه 'flirty' عاشقانه نیست.

Common. Overlaps in lighthearted behavior but less specifically romantic than 'flirty'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000