flunk

/flʌŋk/
verb (فعل)informalpast (گذشته): flunkedpast participle (مفعولی): flunked-ing (حال): flunking3rd (سوم): flunks

فعل — رد شدن در امتحان

رد شدن در امتحانشکست خوردن

رد شدن در امتحان یا درس.

To fail an exam or course.

«او در آزمون ریاضی رد شد.»

He flunked the math test.

«دانش‌آموزانی که رد می‌شوند باید درس را دوباره بگذرانند.»

Students who flunk must retake the course.

تفاوت با واژه‌های مشابه
failرد شدن

رایج. معنای کلی رد شدن در امتحان؛ flunk بیشتر در محاوره‌ای آمریکایی استفاده می‌شود.

Common. General term meaning not passing an exam; flunk used mostly in informal, especially American English contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000