flung

/flʌŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): flungpast participle (مفعولی): flung-ing (حال): flinging3rd (سوم): flings

فعل — پرتاب کرد

پرتاب کردافکند

چیزی را با زور یا بی‌دقت پرتاب کردن

Threw something with force or carelessly

«او توپ را از آن‌طرف زمین پرتاب کرد.»

He flung the ball across the field.

«او با عصبانیت درِ اتاق را باز کرد.»

She flung the door open in anger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
threwپرتاب کرد

رایج. اصطلاح کلی برای پرتاب کردن چیزی.

Common. General term for tossing or launching something.

hurledپرتاب شد

رسمی. تأکید بر پرتاب کردن با قدرت.

Formal. Emphasizes forceful throwing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000