fork over

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fork o·ver/fɔrk ˈoʊvər/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — پول دادن

پول دادنبا اکراه پرداخت کردن

با اکراه پول یا چیزی را که از تو خواسته‌اند دادن.

To give someone money or something demanded, often unwillingly.

«مجبور شدم پنجاه دلار پول بدهم.»

I had to fork over fifty dollars.

«آن‌ها پس از درخواست، مدارک را تحویل دادند.»

They forked over the documents after the request.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000