frenzy

fren·zy/ˈfrɛnzi/
frenzywild, uncontrolled excitement or behavior
noun (اسم)common

اسم — هیجان شدید

هیجان شدیدتب و تابدیوانگی موقت

حالت شدت و بی‌قراری شدید همراه با هیجان یا عصبانیت.

A state of wild and uncontrolled activity or emotion, often with excitement or anger.

«جمعیت قبل از آغاز کنسرت در حالت هیجان شدید بود.»

The crowd was in a frenzy before the concert began.

«او با عجله و با بی‌قراری زیاد پروژه را به موقع تمام کرد.»

She worked in a frenzy to finish the project on time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
maniaجنون

رسمی/روانشناسی. شبیه frenzy ولی معمولاً به هیجان غیرطبیعی در روانشناسی اشاره دارد نه هیجان روزمره.

Formal/medical. Similar to frenzy but usually refers to pathological excitement in psychology contexts, not everyday excitement.

rageخشم شدید

روزمره/غیرداستانی. بیشتر بر خشم شدید تاکید دارد و همیشه قابل جایگزینی با frenzy نیست.

Common/informal. Focuses more on intense anger than general excitement, so not always interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000