handful

hand·ful/ˈhændfʊl/
handpart of bodyfulfull of
noun (اسم)common

اسم — مشتی

مشتیاندک

مقداری که در یک دست جا می‌شود؛ تعداد یا مقدار کم.

An amount that can be held in one hand; a small number or quantity.

«او مشتی سکه گرفت.»

He caught a handful of coins.

«فقط تعداد کمی آدم حضور داشتند.»

Only a handful of people attended.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fewچندتا

رایج. معمولاً به تعداد کم اشاره دارد؛ مشابه ولی غالباً کمتر دقیق.

Common. Usually refers to small numbers; similar but often less precise.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000