hock

/hɒk/
verb (فعل)commonpast (گذشته): hockedpast participle (مفعولی): hocked-ing (حال): hocking3rd (سوم): hocks

فعل — به رهن گذاشتن

به رهن گذاشتنرهن دادن

چیزی را به رهن گذاشتن؛ دادن به عنوان تضمین برای قرض.

To pawn something; to give as security for a loan.

«برای پرداخت قبوض، ساعتش را به رهن گذاشت.»

She hocked her watch to pay bills.

«او مجبور شد گیتارش را به رهن بگذارد.»

He had to hock his guitar for money.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pawnرهن گذاشتن

رایج. در زمینه رهن گذاشتن کالا جایگزین hock می‌شود.

Common. Interchangeable with 'hock' in contexts of pawning items at a pawnshop.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000