iffy

if·fy/ˈɪfi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): iffiersuperlative (عالی): iffiest

صفت — مشکوک

مشکوکنامطمئن

نامشخص یا مشکوک در کیفیت یا نتیجه؛ قابل تردید.

Uncertain or doubtful in quality or outcome; questionable.

«هوا برای پیک‌نیک نامطمئن به نظر می‌رسد.»

The weather looks iffy for the picnic.

«توضیحش برای من کمی مشکوک به نظر رسید.»

His explanation sounded a bit iffy to me.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uncertainنامشخص

رایج. در موارد بسیاری هنگام ابراز تردید قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable in many cases when expressing doubt or lack of certainty.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000