immortalized

im·mor·tal·ized/ɪˈmɔːrtəlaɪzd/
im-notmortdeath-alrelated to-izeto make-edpast participle
adjective (صفت)formal

صفت — جاودانه شده

جاودانه شدهماندگار

چیزی که برای همیشه به یاد مانده یا شهرت و احترام دائمی یافته است.

Made to be remembered forever; given lasting fame or honor.

«هنرمند قهرمان را در یک مجسمه جاودانه کرد.»

The artist immortalized the hero in a statue.

«دستاوردهایش در کتب تاریخ ماندگار شدند.»

Her achievements were immortalized in history books.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000