immortally

im·mor·tal·ly/ɪˈmɔːr.təl.i/
im-notmortalsubject to death-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): immortalposition (جایگاه): end

قید — به طور جاودانه

به طور جاودانهابدیتاً

به طور جاودانه یا ابدی.

In a manner that is eternal or never dying.

«نام او جاودانه در تاریخ می‌ماند.»

His name lives immortally in history.

«شعر به طور جاودانه در مراسم یادبود خوانده شد.»

The poem was recited immortally at the memorial.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000