impeder

im·ped·er/ɪmˈpiːdər/
im-in / intopedfoot-erone who performs an action
noun (اسم)formalplural (جمع): impeders

اسم — مانع

مانعسدکننده

فرد یا چیزی که مانع یا سد راه پیشرفت یا عمل می‌شود.

A person or thing that hinders or obstructs progress or action.

«پل شکسته مانع اصلی سفر آنها بود.»

The broken bridge was a major impeder to their journey.

«کمبود بودجه مانعی برای تحقیقات علمی است.»

Lack of funding is an impeder to scientific research.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obstacleمانع

رایج. یک اصطلاح کلی برای هر چیزی که مانع می‌شود. می‌تواند فیزیکی یا انتزاعی باشد. 'نبود بودجه یک مانع بود.' برای شخص استفاده نمی‌شود.

Common. A general term for anything that stands in the way. Can be physical or abstract. 'The lack of funds was an obstacle.' Cannot be used for a person.

hindranceمزاحمت

رسمی. به چیزی اشاره دارد که انجام کاری را برای کسی دشوار می‌کند. اغلب برای موانع کمتر شدیدتر از 'obstacle' استفاده می‌شود. 'سر و صدا مانعی برای تمرکز است.' همچنین می‌تواند به یک شخص اشاره کند.

Formal. Refers to something that makes it difficult for someone to do something. Often used for less severe obstructions than 'obstacle'. 'Noise is a hindrance to concentration.' Can also refer to a person.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000