indigence

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·di·gence/ˈɪndɪdʒəns/
in-notdigentrich
noun (اسم)formal

اسم — فقر

فقرنیازی شدیدبی‌پولی

فقر شدید یا بی‌چیزی کامل.

Extreme poverty or destitution.

«بسیاری در شهر از فقر شدید رنج می‌برند.»

Many suffer from indigence in the city.

«فقر شدید آنها را مجبور به درخواست کمک کرد.»

Indigence forced them to seek help.

تفاوت با واژه‌های مشابه
povertyفقر

متداول. اصطلاح عمومی برای فقدان پول و منابع.

Common. General term for lack of money and resources.

destitutionنیازی شدید

رسمی. اصطلاح قوی‌تر که بر فقر شدید تأکید می‌کند.

Formal. Stronger term emphasizing extreme poverty.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000