jot

/dʒɒt/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): jottedpast participle (مفعولی): jotted-ing (حال): jotting3rd (سوم): jots

فعل — نوشتن سریع

نوشتن سریعیادداشت برداشتن

نوشتن سریع و کوتاه چیزی.

To write something quickly and briefly.

«او شماره تلفنش را سریع یادداشت کرد.»

She jotted down his phone number.

«قبل از فراموشی باید چیزی یادداشت کنم.»

I need to jot a reminder before I forget.

تفاوت با واژه‌های مشابه
noteیادداشت کردن

رایج. نوشتن اطلاعات برای استفاده بعدی.

Common. To write down information for later reference.

2noun (اسم)commonplural (جمع): jots

اسم — مقدار کوچک

مقدار کوچکیادداشت مختصر

مقدار خیلی کم یا یادداشت کوتاه.

A very small amount or brief note.

«او حتی یک ذره هم به نظر آن‌ها اهمیت نمی‌داد.»

He didn't care a jot about their opinion.

«یک یادداشت مختصر از نکات کلیدی بردار.»

Make a jot of the key points.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000