lamest

lame·st/leɪmst/
lameweak or poor in quality-stsuperlative suffix
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): lamersuperlative (عالی): lamest

صفت — ضعیف‌ترین

ضعیف‌ترینبی‌اثرترین

ضعیف‌ترین یا کم‌اثرترین؛ خیلی ضعیف یا غیرقانع‌کننده

The weakest or least effective; very poor or unconvincing

«ضعیف‌ترین بهانه‌ای بود که تا به حال شنیده‌ام.»

That was the lamest excuse I've ever heard.

«شوخی او ضعیف‌ترین در برنامه بود.»

His joke was the lamest in the show.

تفاوت با واژه‌های مشابه
worstبدترین

رایج. بالاترین درجه منفی کیفیت.

Common. Absolute superlative of bad quality.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000