laments

la·ments/ˈlæmənts/
1verb (فعل)formalpast (گذشته): lamentedpast participle (مفعولی): lamented-ing (حال): lamenting3rd (سوم): laments

فعل — افسوس خوردن

افسوس خوردنسوگواری کردن

ابراز غم یا اندوه کردن.

Expresses grief or sorrow.

«او از دست دادن خانه کودکی خود را سوگواری می‌کند.»

She laments the loss of her childhood home.

«آنها از تصمیم تعطیلی مدرسه افسوس خوردند.»

They lamented the decision to close the school.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mournسوگواری کردن

رسمی. در زمینه ابراز اندوه برای فوت قابل تعویض با lament است.

Formal. Interchangeable with lament in the context of expressing sorrow for death.

متضادها
2noun (اسم)literaryplural (جمع): laments

اسم — مرثیه

مرثیهنوحه

بیان پرشور غم یا اندوه، اغلب به صورت شعر یا آواز.

A passionate expression of grief or sorrow, often in poem or song.

«این شعر مرثیه‌ای برای عشق از دست رفته است.»

The poem is a lament for lost love.

«آهنگ او نوحه‌ای برای دوست مرحومش است.»

His song is a lament for his departed friend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dirgeسرود سوگواری

رسمی/ادبی. مخصوصاً به اشعار یا آوازهای محزون اشاره دارد.

Formal/literary. Refers specifically to a mournful song or poem.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000