latchkey

latch·key/ˈlætʃkiː/
latcha fastening mechanismkeya device to operate a lock
noun (اسم)commonplural (جمع): latchkeys

اسم — کلید قفل

کلید قفلکودک در خانه تنها

کلیدی برای باز کردن در قفل‌دار، یا کودکی که بعد از مدرسه تنها در خانه است چون والدین سر کارند.

A key used to open a latch, or a child who returns to an empty home after school because parents are at work.

«او کودکی است که بعد از مدرسه به تنهایی به خانه می‌آید.»

She is a latchkey kid who comes home after school alone.

«قبل از رفتن، کلید قفل را فراموش نکن.»

Don't forget your latchkey before leaving.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000