در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بریدن شاخه یا عضوی از درخت یا گیاه دیگر.
To cut off a branch or limb from a tree or other plant.
«باغبان تصمیم گرفت شاخههای بیش از حد رشد کرده را ببرد.»
“The gardener decided to lop the overgrown branches.”
«او شاخه مرده را با اره قطع کرد.»
روزمره. اغلب برای برداشتن قسمتهای کوچکتر و کماهمیتتر به منظور مرتب کردن استفاده میشود، نه حذف کامل. 'هرس کردن پرچین' درست است، 'بریدن شاخه بزرگ' درست است.
Everyday. Often used for removing smaller, less significant parts to tidy up, rather than a full removal. 'Trim the hedge' works, 'lop off a large branch' works.
فنی/باغبانی. به طور خاص برای بریدن قسمتهایی از گیاه برای بهبود رشد یا شکل آن استفاده میشود، نه فقط هر نوع حذف. 'هرس کردن گل رز' درست است، 'بریدن شاخه مرده' درست است.
Technical/Gardening. Specifically used for cutting parts of a plant to improve its growth or shape, not just any removal. 'Prune the roses' works, 'lop off a dead branch' works.
شاخه یا قسمتی که بریده شده است.
A branch or part that has been cut off.
«او شاخههای بریده شده را برای هیزم جمع کرد.»
“He collected the lops for firewood.”
«زمین پس از طوفان پر از شاخههای بریده شده بود.»
“The ground was covered with lops after the storm.”
روزمره. به قطعهای که از گیاه بریده شده، معمولاً برای تکثیر، اشاره دارد. 'قلمه گیاه' درست است، 'شاخه بریده شده درخت' درست است.
Everyday. Refers to a piece cut from a plant, usually for propagation. 'Plant cutting' works, 'tree lop' works.