mugged

/mʌɡd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): muggedpast participle (مفعولی): mugged-ing (حال): mugging3rd (سوم): mugs

فعل — سرقت کردن

سرقت کردنزد و خورد کردن

گذشته فعل mug؛ حمله و دزدی از کسی در مکان عمومی.

Past tense of mug; to attack and rob someone in a public place.

«او در مسیر خانه‌اش مورد سرقت قرار گرفت.»

He was mugged on his way home.

«شب قبل در پارک از او سرقت شد.»

She was mugged in the park last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
robbedسرقت شده

رایج. معنا مشابه ولی mugging شامل حمله یا خشونت است.

Common. Similar meaning but mugging implies attack or violence.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000