در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل mug؛ حمله و دزدی از کسی در مکان عمومی.
Past tense of mug; to attack and rob someone in a public place.
«او در مسیر خانهاش مورد سرقت قرار گرفت.»
“He was mugged on his way home.”
«شب قبل در پارک از او سرقت شد.»
“She was mugged in the park last night.”
رایج. معنا مشابه ولی mugging شامل حمله یا خشونت است.
Common. Similar meaning but mugging implies attack or violence.