mug up

/mʌɡ ʌp/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — خلاصه خواندن

خلاصه خواندنجمع‌بندی کردن

مطالعه فشرده و سریع، به‌خصوص حفظ کردن در زمان کوتاه.

To study intensively at short notice, especially by memorizing.

«باید قبل از امتحان حسابی مرور کنم.»

I need to mug up before the exam.

«او شب قبل سخنرانی را خلاصه خواند.»

She mugged up the speech the night before.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cramفشرده خواندن

غیررسمی. معنای بسیار مشابه؛ هر دو به مطالعه فشرده آخرین لحظه اشاره دارند.

Informal. Very similar meaning; both describe last-minute intense studying.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000